قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3173

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و چهل و چهار از رحلت خير البشر « 1 » در تاريخ ابن اثير جزرى مسطور است كه در اين سال عبد المؤمن تمامى ولايت افريقيهء مغرب را از دست فرنگان انتزاع نمود ، خصوصا مهديه را ، كه پايتخت آن ديار بود . و در باب گرفتن مهديه ، عبد المؤمن سه سال فكر مىكرد و از اطراف و جوانب غلّه‌ها را جمع كرده پيشتر مىفرستاد ؛ چه ، در وقايع سنه ثلث و اربعين و خمسمائه [ - 543 ] هجرى مذكور شد كه چگونه رجار فرنگى ، صاحب صقليه ، مهديه را از حسن بن علىّ بن يحيى بن تميم بن معزّ گرفت و حسن بن على از آن زمان تا اين سال پيش عبد المؤمن بعد از چهار سال محبوس چنان كه مذكور شد - مىبود . و عبد المؤمن به او گفته بود كه « من مهديه را از براى تو خواهم گرفت ، ان شاء اللّه تعالى . » و چون به‌تازگى فرنگان اهل زويله را به قتل رسانيدند ، بار ديگر جمعى از اهل آن ديار از علما و صلحا به استغاثه پيش عبد المؤمن آمد . آن‌چنان از دست جور و تعدّى كفّار و استيلاى ايشان بر زن و فرزند مسلمانان بناليدند كه عبد المؤمن در مجلس زارزار بگريست و آن جماعت را دوهزار دينار جهت خرج ضروريات داده به اعزاز و اكرام تمام نگاه‌داشت و در مقام استعداد سپاه شد . و چون از راه خشكى كه ميانهء مراكش و مهديه است آبى كه به لشكر عبد المؤمن وفا تواند نمود نبود ، عبد المؤمن جماعتى را فرستاد كه در آن راه چاه‌ها كندند و غلّه‌ها را جابه‌جا با خوشه جمع نمود . و چون مدّت سه سال بر اين منوال گذشت ، در ماه صفر اين سال چنانچه عادت او بود كه هميشه سفر اختيار مىنمود با صد هزار سوار و پياده و متوجّه آن ديار مىگشت ، حسن بى

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر .